الشيخ الصدوق ( مترجم : پهلوان )

218

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )

اتّحاد كلمه مبعوث نگرديد ؟ ناچار بايد بگويد : آرى ، و به او مىگوئيم : آيا خداى تعالى نفرموده است : و ما كتاب را بر تو فرو نفرستاديم مگر آنكه حقّ را براى آنها بيان كرده و رفع اختلاف نمايى ؟ ناچار بايد بگويد : آرى ، و به او مىگوئيم : آيا تبيين نفرمود ؟ ناچار بايد بگويد : آرى ، به او مىگوئيم : براى ما بازگو و خودت هم مانند آن را بپذير . و امّا اين سخن او : كه اماميّه به ائمّه چه نيازى دارند وقتى كه خود را از او بىنياز مىدانند و او در مقابل ايشان است و آنها را نهى نمىكند تا پايان سخنانش ، پس به او مىگوئيم : براى اهل دين ، انصاف از هر چيزى لازمتر است ، ما چه گفتيم ؟ و به چه اشاره كرديم كه مىگويد خود را از امام بىنياز دانستيم تا بغايتى كه صاحب كتاب ما را بدان سرزنش كرده و به آن احتجاج مىكند ، او چه حجّتى در اين باره به ما دارد و هر كس باك نداشته باشد و به هر گفتارى كه خواست با طرف خود مقابله كند سؤالها و جوابهايش بسيار خواهد شد . امّا اين سخن او كه مىگويد : اين دليل روشنى است بر نبودن او ، زيرا اگر موجود بود ، بر او روا نبود كه بر شيعيانش ترك بيان كند ، همچنان كه خداى تعالى